خاطرات روز چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۳ (مصادف با ۱۸ شوال ۱۴۲۵ و ۲ دسامبر ۲۰۰۴) - تاریخ: 1405/7/7 ساعت: 12:50
نخستین خبر خوش این روز، تولد پسری سالم و تندرست برای حمیدآقا بود. خداوند فرزندی به او عطا کرد که چون خودش زیبا و خوش‌چهره است. وقتی من و بانو برای دیدن قدم‌نو رسیده به منزل آقای مربی، پدر فیروزه‌خانم، رفتیم، نوزاد را در آغوش گرفتم؛ هرچه کوشیدیم چشمانش را بگشاید، میسر نشد و نتوانستیم نگاه نی‌نی کوچک ...
خاطرات شنبه 14 آذر ماه 1383 خورشیدی مصادف با 21 شوال 1425 - تاریخ: 1405/7/7 ساعت: 12:50
خاطرات شنبه 14 آذر ماه 1383 خورشیدی مصادف با 21 شوال 1425الف: شخصی:دیروز ظهر حمید آقا گوسفندی را قربانی کرده بود تا برای پسرش عقیقه کند و همه عموها و عمه ها،دایی ها و خاله های خودش و خانمش را ناهار دعوت کرده بود. ما هم ساعت سیزده و سی دقیقه رفتیم.هوا بسیار سرد و سوز زیادی داشت طبق روال معمول با موتو...
فوتبال در کتابخانه، شایعه تغییر و تحولات در مدیریت اسناد، انتقال اسناد - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 10:14
پنجشنبه 14 آبان 1383دیشب آخرین مسابقه فوتبال را در عین شایستگی برای پیروزی دو بر یک باختیم. خیلی خوب بازی کردیم و دو ضربه پنالتی از نقطه دوم ویک ضربه پنالتی از روی نقطه اول را از دست دادیم! در بازی قبلی تا سه دقیقه به اتمام بازی دو بر یک جلو بودیم که در عین ناباوری و کمال بدشانسی در لحظات آخر دو گل ...
دلنوشته به مناسبت پایان شب های قدر - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 10:14
خاطره یکشنبه 17 آبان ماه1383هر آنچه را نپاید دلبستگی را نشاید.من هر چه می خواهم در مورد خانم طلایی صحبت نکنم نمی شود که نمی شود.هر کس ما را می بیندبدون درنگ در این مورد سوال می کند!همه شوکه شده اند و مانده اند که چه باید بکنند و علت این کار چه بوده است؟هر چه بوده و نبوده حقیقت ماجرا این است که هنوز ...
بیماری مامان، دلخوری بانو، مذاکره با دکتر برادران رفیعی برای مدیر - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 10:14
خاطره – سه‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۳اتفاقات روز گذشتهدیروز عصر، نورچشمی‌ام عارف را به کلاس ژیمناستیک بردم. مربی از والدین خواست داخل سالن نمانند، چون حضورشان حواس بچه‌ها را پرت می‌کند. من هم از فرصت استفاده کردم؛ مدتی بود مادر را ندیده بودم، بنابراین برای دیدارشان به خانه رفتم. پیش از آن کمی نان و شیر خریدا...
ادامه خاطرات 19 آبان نوشتن نامه به آقای ترشیزی و درخواست امکانات برای - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 10:14
دیروز وقتی پشت میز کارم نشسته بودم، دوباره به وضعیت مخزن اسناد فکر کردم. سال‌هاست که این بخش با کمبود فرصتات دست و پنجه نرم می‌کند و من نمی‌توانم نسبت به امنیت اسناد بی‌تفاوت باشم. به همین خاطر نامه‌ای به آقای ترشیزی نوشتم و از ایشان خواستم چند نیاز ضروری را فراهم کنند: یک خط تلفن برای ارتباطات مخزن...
نشریه دانشورز، فوتبال، اسناد فارسی در هند، تغییر و تحولات سازمانی - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 10:14
خاطره ۲۱ آبان ۱۳۸۳ دیروز همگی افطار خانه‌ی مامان بودیم؛ خوشبختانه حال ایشان بهتر شده بود و این برای همه‌ی ما دلگرم‌کننده بود. پس از آن، کمی به کارهای اداری پرداختم. در خصوص سندی که از اصفهان ارسال شده بود، گزارشی خبری برای روابط عمومی سازمان تهیه کردم. نمونه‌ی مهرهای موجود در سند را به همکاران محترم...
خاطره 27 آبان ماه 1383 مصادف با 4 شوال 1425 و 17 نوامبر 2004 - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 10:14
که از 21 تا 27 آبان ماه یک سری خاطره نویسی بود که بیشترمسائل شخصی خودم بود مانند عید فطر و اتمام ماه مبارک رمضان و نذر و نیازهایی که با خود کرده بودم،تهیههایی که برای خانه کردم و جاهایی که همراه بانو رفته بودم و شیرین زبانی های نورچشمی عارف برای اینکه آیا در قرعه کشی برنده شدیم یا نه؟و اگر نه ،برای ...
خاطره چهارشنبه چهارم آذر ماه 1383 خورشیدی ماموریت قم قسمت اول - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 10:14
شنبه ۳۰ آبان بود که ماجرای مأموریت قم برای تحویل اسناد حجت‌الاسلام فاکر آغاز شد. از همان روز ذهنم درگیر این سفر بود و پنجشنبه تقریباً تمام وقتم صرف هماهنگی‌ها شد؛ از گرفتن حکم مأموریت گرفته تا رفتن به اداره مرکزی آستان قدس برای تهیه‌ی خودرو و هماهنگی با حاج‌آقای فاکر و دفتر قم. گاهی با خودم فکر می‌ک...
بخش دوم: سفر به قم - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 10:14
خاطرات خود نوشت تحلیل خاطرات یک شهروند عادی و دیدگاه او در مورد مسایل مختلف جامعه بخش دوم: سفر به قم؛ بعد از قطعی سه ماهه اینتر نت فرصتی شد تا در زمان حاضر وبلاگ را به روز رسانی نماییم.در جامعه مدرسین قم، آقای صاحبکار (مسئول دفتر انتشارات) با لطف خود، فرصت ملاقات با حجت‌الاسلام والمسلمین فاکر را برا...
قسمت سوم: ماموریت قم - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 10:14
قسمت سوم: ماموریت قم صبح که برای نماز بیدار شدم آقای جهانی از حال خرابش صحبت کرد و گفت: به هیچ وجه نتوانستم بخوابم و به خاطر مسمومیت دائم به خودم می پیچیدم و شب بدی را سپری کرده بود،اما خوشبختانه به تدریج حالش خوب شده بود.برای صبحانه شیرکاکائو و کیک خریداریاری کردیم.ساعت ده و نیم صبح برای ما صبحانه ...
پایان ماموریت تحویل اسناد حجت الاسلام فاکر از شهر قم - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 10:14
بعد از صبحانه آقای جهانی به دنبال ما آمد اسناد را به مخزن اسناد بردم و مقدمات کار آقای میریونسی برای ناهار و اسکان و ... را فراهم کردم.از شانس بد من آقای گلبن مجموعه دار مهم مطبوعات کشور در زمان حاضر مهمان گروه مطبوعات بود و آقای ترشیزی تمام هم و غم خود را برای برنامه های ایشان گذاشته بود در حالی که...
خاطره کوتاه از آخرین روزهای تابستان 1383 - تاریخ: 1403/5/8 ساعت: 14:04
یک شنبه 29 شهریور 1383امروز روز تولد آقا ابا عبد الله الحسین (ع) می باشد . امید آنکه بتوانیم مانند حسین بن علی (ع) و پدر بزرگوارش فکر و زندگی کنیم.دیروز بعد از ظهر ساعت 16:30 از خواب بیدار شدم و با سرعت فراوان خود را ملک آباد ر ساندم و درآنجا مقداری دفاتر ثبت عمومی، دفاتر اندیکا تور،دفا تری که کتاب ...
باغ وحش و شیرهایی که پسرم دل از انها نمی کند. - تاریخ: 1403/4/12 ساعت: 23:17
شنبه ۸۳/۶/۲۸دیروز به اتفاق بانو و عارف رفتیم باغ وحشی، عارف عاشق شیرها شده بود و دائم با شیرها صحبت می کرد. نکته جالب آنکه یکی از شیرها کوچک تر و یال کوپالش سیاه بود و به شخصیت اسکار برادر شاہ شیر می خورد و آن یکی دیگر یال و کو پال زرد داشت و هیکل درشت تری داشت و به شخصیت شاه شیر یا به قول عارف بابا...
خاطره سه شنبه 23 شهریور1383 - تاریخ: 1403/3/9 ساعت: 18:09
خاطره سه شنبه 23 شهریور1383دیروز از صبح زود که بیدار شدم برنامه ام به این شکل بود:ابتداء نماز،قدری فیلم،حمام،قرآن،خواندن و فیش برداری از کتاب ایران در دوره تیموریان(کمبریج)درست کردن چایی و سرانجام صبحانه خوردیم.در روز تعطیل سعی کردم به همه کارهای شخصی و مطالعاتی بپردازم.اما بانو قدری عصبانی و ناراحت...
خوابیدن نورچشمی عارف بر روی موتور،سوابق قیمت گذاری اسناد در کتابخانه آستان قدس رضوی - تاریخ: 1403/2/18 ساعت: 15:07
یکشنبه 22 شهریور 1383 خورشیدی:دیروز عصر بعد از کلاس عارف رفتیم خانه مامان،خوشبختانه خانه بودند و ساعاتی را آنجا بودیم و حال و احوالی نمودیم.خیلی وقت بود که نتوانسته بودم به دیدار ایشان بروم.ساعت 18 و 15 دقیقه رفتیم فروشگاه پوشیران،آقا عارف خیلی خسته بود و روی موتور خوابش برد.جریان از این قرار بود وق...
سالگرد ازدواج - تاریخ: 1402/12/2 ساعت: 0:37
پنجشنبه 12 شهریور 1383امروز سالگرد ازدواج من و بانوی زیبا و عزیزتر از جانم بود.دیشب که رفتم خانه نفس بانو کیک خوشمزه درست کرده بود و حسابی هم به خودش رسیده بود زیبا بود زیباتر شده بود.مبلغ سی هزار تومان هم برای خودش پس انداز کرده بود به عنوان کادوی سالگرد ازدواج به من لطف کرد و قرار شد با آن یک ساعت...
خاطره یکشنبه هشتم شهریور ماه 1383 خورشیدی تحویل عکس از موزه آستان قدس، قیمت گذاری اسناد و بحث شایعا - تاریخ: 1402/10/11 ساعت: 18:05
خاطره یکشنبه هشتم شهریور ماه 1383 خورشیدیتحویل عکس از موزه آستان قدس، قیمت گذاری اسناد و بحث شایعات روزفردا روز میلاد مبارک سلطان الائمه آقا امیرالمؤمنین حضرت علی علیه آلاف التحیته و الثناء می باشد به همین مناسبت این روز فرخنده و خجسته را به عموم شیعیان و مسلمانان جهان تبریک و تحیت عرض می کنم.امیدوا...
تصویب شدن دیجیتال نمودن اسناد در کتابخانه آستان قدس رضوی - تاریخ: 1402/9/12 ساعت: 17:32
خاطره چهارشنبه چهارم شهریورماه 1383 خورشیدی:امروز جلسهای با حضور جناب آقای دکتر فتاحی برگزار شد و دفاعیه جانانهای از اسناد شد و فکر میکنم سرکار خانم طلایی از این موضوع بسیار خوشحال شدند؛ زیرا یکی از خواستههای اصلی ما که دیجیتال کردن اسناد بود به تصویب رسید و امیدوارم بعد از ماهها صحبت و کشمکش در بار...
xa0خاطره ای از مرحوم دکتر برادران در مورد گزینش نیرو در سال 1384خورشیدی - تاریخ: 1402/9/12 ساعت: 17:32
84/12/14استخدام نیروی جدید برای سازمان یکی دو ماهی است دوستان ما درگیر گزینش نیرو هستند امروز فریاد عجیبوغریبی از بیرون به گوشم رسید و[توجه] همه را به خود جلب کرد.از فرط دشواری به سر مسئول دفترم آقای قوی فریاد میکشید. او توضیح داده بود که نیروهای موقت از طریق گزینش رسمی و بر اساس معدل و موافق رشته ت...